به پری چهر که به دوبیتی جانی تازه بخشیده است. و اگر او را " مادر دوبیتی ایران" بخوانیم اغراق نکرده ایم.
شده چون مادر و کودک؟ دوبیتی
دل از مردم ربود ، اینک دوبیتی
اگر پرسی ز فرزندان و مادر
پریچهر و هزار و یک دوبیتی
*****
ز لب همچون شکر ، ریزد دوبیتی
گشاید چون دهان، خیزد دوبیتی
" نفسهایش مفاعیلن فعولن"
... به جای دم زدن می زد دوبیتی.

*****
بدون شک پررنگترین وجه فرهنگ ایرانی، شعر و ادب این سرزمین است که به تبع دیگر جنبه های فرهنگ ایرانی هصیصه ی برجسته اش مردانه بودن آن است. شعر ایران در طول تاریخش بجز در مواردی معدود و استثنایی. شعری مردانه بوده است که نتیجه ی طبیعی مردسالاری حاکم بر جامعه بوده است. از حدود هزار سال پیش که معدودی شاعر زن مجال ظهور یافته اند، متاسفانه اغلب اشعارشان ویژگیهایی مردانه داشته است؛ و این خود نشانه ی تقلیدی بودن اشعارشان است.از بین شاعران زن همچون رابعه و مهستی گنجوی و ناتوان و پروین و ژاله قایم مقامی و فروغ و ... که اسم و رسمی در تاریخ ادبیات پیدا کرده اندبیش از همه شاید این ژاله و فروغ بودند کهخصوصیات و احساسات ناب زنانه را در اشعار خود وارد کردند و شعرشان نسبت به بقیه زنانه تر بوده است.
حال مژده باد ما را که در عصری به سر می بریم که علاوه بر کثرت شاعران زن، شعر زنانه ی اصیل هم در مقایسه با گذشته دریایی در مقابل جویبار است.

در این بین رباعیهای پری چهر به معنی واقعی کلمه اشعاری ناب با احساساتی ناب و زنانه استکه هم از نظر خیال و تصویرسازی و هم از جهات محتوا و بیان قابلیت آن را دارد که برگ زرینی بر تاریخ گرانقدر ادبیاتمان بیفزاید. برای ای " مادر دوبیتی ایران" و همه ی اهالی شعر و ادب آرزوی شادی و نشاط دارم.


تعدادی از دوبیتیهای ناب ایشان را بخوانیم:


عسل پاش لبم : چک ··· چک ··· " دوبیتی"

صدای قلب من : تک تک " دوبیتی"

نفس هایم : مفاعیلن مفاعیل

که هر " دم - باز دم " شد یک دوبیتی!


************



دوبیتی نگاهم سرسری نیست

حروف آن به جز افسونگری نیست

اگر خواندی و جادویت نکردند -

پس از این نام من دیگر " پری " نیست!!


*************

چراغ »سبز « تا پرواز من ، نیست

»بنفش« هر کبودی می دهد " ایست! "

دو بالم را چنان این رنگ ها بست -

که یادم رفته آزادی چه رنگی ست!!


*****