در پس کدامین دیوار
ناله می کند؟
لقمه هایم سنگ شدند.
*****
آسمانی شبانه به رنگ سفید
و
ستارگانی از این گونه سیاه.
برگهای دفترم:
شبها و ستارگانی از این جنسند.
من آفرینشگر شبهایی سفید
با ستارگانی سیاهم.
*****
قلمم چقدر سرشکسته شده است.
او رو به پایین فریاد می کشد.
دریغ از راست قامتی چنین
که از نهایت درد
گریه کنان
سر بر زمین دفتر می ساید.
بیچاره قلمم.
****
دیروز نمی دانستم
که امروز
به چه خواهم اندیشید.
و قلمم هیچ گمان نمی برد
که قطره قطره وجودش
سرودی خواهد شد.